این خبر را که خواندم شعر زیر همین طوری یهو اومد:
همین طوری که در نت می چریدم
خبرها از زمین لرزه بدیدم
خبرها از هائیتی٬ کوه فیروز(۱)
خبر از لرزش دائم شب و روز
ز مرد و زن شده کشته هزاران
نمانده مر کسی از جمله یاران
شده کشته فقیر و زار و پولدار
اگر مانده کسی او هست بیمار
دگر برپا نباشد پارتی و دنس
شده خاموش ناگه پرتوپرنس(۲)
اوباما در نقاب یاری و Help
فرستاده هزاران Soldire و Perp*
در این اثناء که فکر هایتی بودم
خبرهایی ز عکّاشه شنودم
همین بهرام عکَاشه که باباست(۳)
برای زلزله ایران شناساست
بابا بهرام گفته زود باشید
مبادا مردنی چون دود باشید
بباید تخلیه تهران همین حال
نکن بچه٬ بشین! اینقدر نکن قال
بگفته گر بلرزد پای این تخت
نه من مانم نه تو نه بند این رخت!
خلاصه خواندم و ترسیدم از آن
که گر رقصش بگیرد شهر تهران٬
نه محمودی بماند نه حسینی(۴)
نه شیخ(۵) و شاب(۶) و نه پور خمینی(۷)
نه سبزی ماند و نه جنبش آن
دو میلیون کشته ای ماند به تهران
خدا بر ما نیارد این چنین روز
که بد دردی بود بر دل چنین سوز
از آن پس قدر یکدیگر بدانیم
سرود دوستی٬ وحدت بخوانیم
همه یکدل شوند و یار و غمخوار
بدون قهر و کین بر هم مددکار
خداوندا تویی بالا سر ما
به غیر از زلزله حکمی بفرما!
بفرما تا که کینه رخت بندد
که لبهامان به روی هم بخندد
خوشا روزی که دلهامان یکی شه
بدون زلزله ایران یکی شه
خوشا ایران به رنگ پرچم حر
ز ترک و کرد و فارس و عَرْبی و لر
عماد - ۴/۱۱/۱۳۸۸
--------------------------------------------------------------------
(۱) فیروز کوه
(۲) پایتخت هائیتی
(۳) بهرام عکاشه پدر زلزله شناسی ایران می باشند.
(۴) منظور میرحسین است دیگر بابا!
(۵) شیخ اصلاحات
(۶) بر و بچه های جوون اینوری و اونوری
(۷) آ سد حسن خمینی
*perpetrator=Perp = مجرم