آخر سال

این آخرین مطلب در واپسین لحظات سال ۹۱ است که اینجا می نگارم. سپاس مر پروردگاری که نعمت حیات را به این بنده کمترین و ناچیزش ارزانی داشت، باشد که از نعماتش بهره گیرم و بندگی اش کنم.

سال نو بهانه ای است برای محاسبه نفس، سال نو بهانه ای است برای گذشت، سال نو بهانه ای است برای باهم بودن، برای دستگیری، برای شادی ...

کاش بهارمان با وجود آن یار بهاریمان بهاری تر شود! کاش بهاری شود این بهارمان، بهاری تر از هر بهار! کاش شکوفه های لبخند بشکفد بر لبهای منتظران! کاش دعایمان کند مولایمان در آغاز این بهار! کاش امسال بهارمان آغاز فصل رونق کسب و کار و حال خوش و خلق نیکو برای همه ما ایرانیان و هم کیشانمان باشد. کاش همه بیماران با لبخند بهار، برخیزند از بستر تلخ بیماریشان!

بهاری و خندان و خوش و خرم و مومن باشید!

کاش تا آخر این لحظه بیایی مولا
سال را از کف غم ها بربایی مولا

کاش تا آخر این روز پر از نور کنی
هستی اهل جهان را، تو صفایی مولا

سال دارد به خدا باز به فرجام رسد
سال نو می رسد آرام کجایی مولا؟

اعتراف

 

 

نظم ندارم.

 

این دلیل بروز نشدن این وبلاگ است.

همین!