بهاران خون

خواستم از بهار و زیبایی هایش بنویسم. خواستم بگویم آرزوی بهترین ها را در سال جدید برای یکایک تان دارم. خواستم از گذر عمر و گردش ایام بگویم. دیدم اینها همه شان تکرار در تکرار است. زیباست حتی تکرارش هم زیباست. سالی یک بار است. حیف است ننویسم. حیف است تبریک نگویم. حیف است آرزوی خوب نکنم. اما دیدم جفاست. جفاست به برادران و خواهرانم در بحرین و یمن و لیبی و عربستان و اردن. دیدم نامردی است ما اینجا تخمه بشکانیم و روبوسی کنیم و شادباش بگوییم و خون عزیزانمان را در همسایگیمان بریزند.

گفتم شب عیدی به رییس جمهور بگویم ای کاش جشن عید جهانی نوروزت را به احترام خون شهدای کشورهای همسایه به روزگاری دگر موکول می کردی. گفتم بنویسم و بگویم دل مولایمان خون است از این همه ظلم. خلاصه اش که قصد حال گیری نداشتم. بروید و خوش باشید و نوروزتان را جشن بگیرید اما یادمان باشد که در همین نزدیکیمان دارند شقایق های بهاری را سر می برند. دارند حمام خون راه می اندازند.

دوستان عزیزم! بهارتان خدایی و خوش فرجام و شیرین باد!

باید می نوشتم

این روزها که خیلی هامان تلاش کرده ایم شادی هایمان را با دیگرانی که دستشان کمتر به دهانشان می رسید تقسیم کنیم، روزهای پایانی سال، روزهای شادمانی و جشن، روزهای دورانداختن کینه و خشم، روزهای شادی آغاز سالی نو و بهاری تازه عروس این سفاکان وهابی سعودی از خدا بی خبر شیعه کشی راه انداخته اند. دارند برادران و خواهران بحرینی مان را بی رحمانه قتل عام می کنند تا پایه های حکومت آل خلیفه نلرزد که می لرزد و فرو می ریزد. آقای تغییر با ژست کاخ سفیدیش نه تنها چشمانش را بسته که دارد حمایت می کند از این قتل عام تا پایگاه نظامیش پا بر جا بماند که نمی ماند که سقوط می کند.

امسال عید نداریم. والله که امسال عید نداریم با این نسل کشی از برادران مسلمانمان در لیبی و بحرین. تف بر شورای امنیت و نظم نوین جهانی! اف بر سازمان حقوق بشر سازمان ملل که زبانش را بریده اند و کور است دیده بان حقوق بشر که نبیند فجایع همدستان اربابان غربی و قدرت خویش را.

دیروز پریروز که آمانوی ژاپنی رییس سازمان انرژی اتمی داشت گزارش تشعشعات رادیو اکتیو نیروگاه فوکوشیما را می داد همه را خاطر جمع کرد که خطری نیست گفت نگران نباشند گفت بروید ببینید ایران دارد سلاح هسته ای می سازد....

مرگ عماد

داستان مرگ عماد را اینجا بخوانید.

همه هم دستان زمستان

سایت weather.com اعلام کرده دوشنبه صبح در تهران ۵ تا ۸ اینچ برف می آید یا حدود ۲۰ سانت! بگذار این نفس های آخرش را هم بکشد این سرما. بهار پشت در است. همین نزدیکی ها. چه باک! بگو ۲۰۰ سانت ببارد.

این دست و پا زدن دم آخری ننه سرما مرا به یاد بن علی و مبارک و قذافی و ملک عبدالله و سایر حاکمان جور وابسته به نظام سلطه می اندازد...

رفتنیند! هم زمستان. هم اعوان و انصارش به یاری خدا ...

بهار و یار

همراه نسیم بهاری٬ بهارانه می شوی٬ جوانه می زنی و می رویی. به حال می آیی و قاه قاه می خندی به ذغال که رو سیاهش ماند برایش. زمستان با همه نخوت و سردی و شبهای درازش در اغماست. اطبا جوابش کرده اند. رفتنی است. بهار عطرش را داده دست نسیم تا جلدی بیاید خبر آمدنش را تند تند و رگباری بدهد تا فرش زمردین بگسترند در مقدم گرانسنگ رویش و تازگی. پیغام داده آهای آدمها دارم می رسم. خانه تان را اگر نتکانده اید جلد باشید چیزی نمانده برسد جلوه بالندگی و سرسبزی و زیبایی مست کننده جمال یار. گفته آب بپاشند در مقدمش این ابرها. گرد و خاک بزدایند. شوخی که نیست. بهار است. پیک یار است. دل برای دیدنش بی قرار است. کس فرستاده بلبل و قمری و قناری سور و سات موسیقی در استقبالش مهیا کنند.

و بهار بی تو ای جان٬ حکم دریا و لب تشنه است٬ ای همه زیبایی بهار فدای لبخند مهربانت! بیا ...

ص مثل صدا

صدای پای بهار ...

باران

به لطف باران سه شنبه خس و خاشاک ها بر زمین نشست.

حیات وحش

همین اول کار بگویم دور از جون همه شما خوانندگان عزیز!

اگر تمایل دارید حیات وحش را از نزدیک مشاهده کنید٬ اگر علاقه مند به دیدن نحوه زندگی وحوش از چند قدمیتان هستد٬ اگر می خواهید فرار یک گله بزرگ بوفالو از چنگ شیر خون آشام را همراه با لرزش مهیب ضربه سم بوفالوها به زمین احساس کنید٬ شک نکنید:

تشریف ببرید به ایستگاه دروازه دولت مترو٬ آنجایی که دو قطار خطوط زرد و قرمز همزمان به ایستگاه می رسند.