یلدایی

امشب که شب یلداست
شادی تو همه دلهاست

هندونه٬ آجیل٬ تخمه
هر خوردنی ای اینجاست

انارای دون کرده
شعر و غزلی برپاست

عمر همتون یلدا
خنده رو همه لبها

شبتان خوش!

بازی شب یلدا

در راستای دعوت دیلماج عزیز به یک بازی وبلاگی جذاب و سرگرم کننده به مناسب شب یلدا مبنی بر اعلام ۵ خصوصیت از خودم که دوستان وبلاگی نمی دونن. از اونجایی که شب یلدا به "دراز"ترین شب سال معروفه خودم را به شرح ذیل لو می دهم:

۱- قدم ۸۰/۱ متر.

۲- یک متر بردارید. به اندازه ۲ متر از اون را انتخاب کنید. حالا به کمک همون متر یک خط دومتری روی دیوار بکشید. حالا با استفاده از همون متر ۲۰ سانتیمتر از اول خط جدا کنید. این دقیقا قد منه.

۳- اگه ارتفاع برج میلاد را ۴۳۰ متر در نظر بگیرین اگه ۲۳۹ تا از من را روی هم بذارید میشه اندازه برج میلاد!

۴- توی مینی بوسهای قدیمی برند بنز نمی تونم بایستم. (چقدر خنگی! معلومه به خاطر قدمه دیگه!)

۵- بابا لنگ دراز رو که میشناسین. من عمادشونم.

اما از اونجایی که خیلی هم بی نمک نباشه اونایی که دوست دارن منو بیشتر بشناسن برن سراغ این پست قدیمی: (لینک). یه ۸۰ تا از خصوصیاتم را گفتم!!!

اما در این بازی باید ۵ نفر را هم دعوت کنم:

از اونجایی که اینکار خیلی سخته ۵ نفر از همه دوستان + همه دوستانی که ایجا را می خونن دعوتن!

 

خدا همه مان را بیامرزاد!

صحیفه امام خمینی
جلد بیست و یکم - صفحه 330 - نامه به آقاي منتظري "عزل ايشان از قائم مقامي رهبري "
نامه
زمان : 6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409
مكان : تهران ، جماران
مخاطب : منتظري ، حسينعلي
موضوع : عزل آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري
صفحه : 330

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي منتظري

با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم.

از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند.
به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم.مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد.

در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند.

بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68
روح‌الله الموسوي الخميني

ایام حسینی

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه و عزا و چه ماتم است

مظلومیتی به وسعت تاریخ

صدای شهادت طلبی٬ زمزمه های توطئه٬ بوی ایثار، شیرینی مرگ٬ زخم شمشیرهای برهنه٬ شیهه اسب زخم خورده بدون سوار٬ عطر بهشت آزادگی، حکم خروج از دین نایب رسول خدا٬ طعم تلخ اسارت٬ بوی تند قساوت٬ تصویر خیمه های سوخته٬ عزت سر دادن در راه محبوب٬ قصه جانگداز عطش آب٬ نبرد خلاصه حقیقت با عصاره بطلان و شقاوت٬ فریاد حک شده بر تارک تاریخ بشریت که لا اری الموت الا السعاده همه و همه یعنی حسین.

و صدای پای محرم...

و حسین هنوز در کربلا هل من ناصر گویان منتظر است تا حقی را به صاحب حقش بازگرداند. آری همه جا کربلاست و هر روز عاشورایی دیگر.

سلام بر تو حسین و سلام بر ارواح پاکی که در راه تو جان دادند!

تا سه نشه

اوباما گفت: "با حمله به ایران به دنبال کسب دومین جایزه صلح نوبل هستم."

وی در ادامه یادآور شد در صورت موفقیت در این طرح کره شمالی را بمباران خواهیم کرد. چرا که تا سه نشه بازی نشه.

برگرفته از The Huffington Post نوشته Andy Borowitz (لینک مطلب)

زبد

فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ

امروز با شنیدن این آیه حالم بهتر شد. خیلی بهتر. خدا حفظت کند آقا!

برای آگاهی بیشتر شما:

قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۱۶﴾

بگو پروردگار آسمانها و زمين كيست بگو خدا بگو پس آيا جز او سرپرستانى گرفته‏ايد كه اختيار سود و زيان خود را ندارند بگو آيا نابينا و بينا يكسانند يا تاريكيها و روشنايى برابرند يا براى خدا شريكانى پنداشته‏اند كه مانند آفرينش او آفريده‏اند و در نتيجه [اين دو] آفرينش بر آنان مشتبه شده است بگو خدا آفريننده هر چيزى است و اوست‏يگانه قهار (۱۶)

أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ ﴿۱۷﴾

همو كه] از آسمان آبى فرو فرستاد پس رودخانه‏هايى به اندازه گنجايش خودشان روان شدند و سيل كفى بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زينتى يا كالايى در آتش مى‏گدازند هم نظير آن كفى برمى‏آيد خداوند حق و باطل را چنين مثل مى‏زند اما كف بيرون افتاده از ميان مى‏رود ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمين [باقى] مى‏ماند خداوند مثلها را چنين مى‏زند (۱۷)

جام صبر

سلام خدای مهربون و صبور

ببخشید که همیشه پابرهنه و سر زده و یهویی خدمت می رسم. غرض از مزاحمت اینکه می خواستم بگم خدا جون خودت یه جوری حلش کن. خودت می دونی چیو می گم. پس دیگه چرا توضیح واضحات؟ قربون این صبوریت برم من! اگه نمی خوای حلش کنی به منم از اون جام صبر حسینی یک جرعه بده. یک جرعه جام صبر نوشیدنی است به خدایی خودت!

انتظار ....

و باز شب جمعه و انتظار برای جمعه ای دیگر!

والله که تا نیایی به سامان نمی رسیم.

این ماه ها

گاهی آرزو می کنم. گاهی امیدوار می شوم. گاهی دل خوش میکنم. گاهی به گذشت زمان می سپارمش. گاهی مثلا فراموشش می کنم. گاهی ...

اما واقعیت این است که دارم خون دل می خورم.

غدیرستان

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿۶۷﴾ مائده

اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند

در این چند روز اخیر ابلاغ فرمان مهمی روی شانه هایش سنگینی می کرد. فرمانی که آتش کینه و حسد برخی از مسلمانان به دنبال حب و جاه به دنیا را شعله ور می ساخت. کار به پایان رساندن تبلیغ دین الهی به رساندن این کلام منوط بود که "من کنت مولاه فهذا علی مولاه".

روز ابلاغ حکم امامت بر امیر مونان حضرت علی علیه السلام بر پیروان راستین غدیر مبارک و فرخنده. خدا را شگر که ما را از متمسکین به ولایتش قرار داد.!

کمبود نقدینگی

یه چیزی حوالی ۶۰۰ میلیون تومن کم دارم.

هم اکنون نیازمند یاری سبز شما هستیم.

ستاد حوادث غیر مترقبه عماد

طنز سال

لینکش اینجاست.

نفر سوم را عشق کنید.

وقتی اوباما جایزه صلح نوبل می گیرد. این خانم هم نفر سوم متفکرین سال میشه دیگه. اهه!

خوشمان آمدانه!

درسته که صفر و یک بودن بده و آدم نباید مطلق نگاه کنه. یا اینکه آدما نه سیاهن و نه سفید بلکه بیشتر خاکسترین از طیفهای روشن روشن تا تیره تیره. اما من هیچگاه عملکرد البرادعی را نفهمیدم. همیشه دو پهلو. همیشه کنایه. صراحتا اعلام می کرد در برنامه هسته ای ایران هیچ گونه انحرافی نیست اما آخرش می گفت شاید در آینده انحرافی باشه. من که نمی دونم! آقای البرداعی رفتی! اما من یکی که دل خوشی ازت ندارم اگه صراحتا و به دروغ می گفتی اینا دارن بمب اتم تولید می کنن خیلی بهتر از این سیاسی بازیهات بود. همیشه یکی به نعل زدی یکی به میخ.

اقدام دولت آقای احمدی نژاد برای تصویب طراحی و ساخت ده تا مثل سایت نطنز واکنشیه به همین نعل و میخ یا به قول اونوریا چماق و هویج. من از همین چیزاست که خوشم میاد. هرچند ممکنه که هزینه سنگینی هم برامون داشته باشه. اما تاکتیک عقب نشینی جلوی دنیای متمدن دو روی دروغگو با سیاست های چندگانه در برابر کشورهای مختلف اصلا کارساز نیست. باید حریف را سورپرایز کنی. باورشون نمیشد بعد از مصوبه اخیر شورای حکام برای تعطیلی سایت فردو حالا حرف از ده تا سایت دیگست. خلاصه که خیلی خوشمان آمد. آفرین به این واکنش!

 

پی نوشت: خیلی از این شعر خوشمان آمد:

خيس از مرور خاطره هاي بهار بود
ابري كه روي صندلي چرخدار بود

ابري كه اين پياده رو او را مچاله كرد
روزي پناه خستگي اين ديار بود

آن روز ها كه پاي به هر قله مي گذاشت،
آن روز ها به گرده طوفان سوار بود

حالا به چشم رهگذران يك غريبه است
حالا چنان كتيبه زير غبار بود

بين شلوغي جلوي دكه مكث كرد
دعوا سر محاكمه شهردار بود

آن سوي ، پشت گاري خود ژست مي گرفت
(مرد لبو فروش ، سياستمدار بود)

از«جنگ و صلح» نسخه كه پيچيد ادامه داد:
«اصرار بر ادامه جنگ انتحار بود»

اين سو يكي كه جزوه كنكور مي خريد،
در چشمهاش نفرت از او آشكار بود

مي خواست كه فرار كند از پياده رو
مي خواست و به صندلي خود دچار بود

دستي به چرخ ها زد و سمت غروب رفت
ابري فشرده در صدد انفجار بود

خاموش كرد صاعقه هاي گلوش را
بغضي كه روي صندلي چرخدار بود

سروده «حسن صادقي پناه»  به نقل از فارس.

بیا خورشید و ...

وقتی آسمان گرفته و ابری است٬ هنگامی که فضا را مه گرفته٬ آن زمان که تا چند قدمی را بیشتر نمی توان دید٬ زمانی که زمین خیس و لغزنده است و هر آینه امکان دارد که بلغزم٬ هنگامه ای که احساس می کنم دل خورشید گرفته و می خواهد رخی بنمایاند اما ابر سیاه مقتدرانه جلویش ایستاده و نمی گذارد گرمایش را بر دستهای پر نیاز درختان ببخشد٬ در آن هنگام انتظار برایم پر معناتر می شود.

روزهای ابری پاییزی روزهای غمین و سرد انتظار گرمی توست. انتظار دور شدن ابرها و از بین رفتن غبار و آمدن نور.

بیا خورشید و سرما را بدر کن ...

نهم دهم

- روز نهم ذیحجه روز خودشناسی و خداشناسی است. همنوا با امام حسین دعای روز عرفه را که خواندید مرا هم دعا کنید.

- عید قربان بر شما مبارک باد.

- عذرم را بپذیرید که بدلیل مشغله زیاد در این چند روزه مطلب درست و درمانی ننوشتم.

غیبت

همه می آییم و همه می رویم. حتی بی اعتقادترین افراد به مساله "معاد" اولین مرحله ورود به معاد را که همان مرگ است نمی توانند انکار کنند. چرا که روزانه هزاران هزار انسان در اثر امراض گوناگون٬ تصادفات و بلایای طبیعی و غیر طبیعی می میرند. یعنی علائم حیاتی را از دست می دهند. همانند یه تکه سنگ. حتی از آن هم بدتر. چرا که پس از گذشت زمان کمی آنچنان بوی تعفنی می گیرند که کسی را یارای ایستادن و نظاره کردن آنها نیست. حتی نزدیکان آنها هم نمی توانند این وضعیت را تاب و طاقت بیاورند. این واقعیتی است که رد خور ندارد. به قول معروف شتری است که در خانه همه می خوابد. دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. به قول قرآن هر نفسی طعم مرگ را می چشد.

کردان هم طعم مرگ را چشید. من نیز خواهم چشید. و امروز تشییع شد. خواستم در همین جا بگویم من از حق خودم در برابر وی گذشتم. امیدوارم او نیز مرا ببخشد. چرا که پشت سرش زیاد نوشتم و خواندم و گفتم و شنیدم. من از او طلب بخشش می کنم و از خدا می خواهم که مرا ببخشد. زندگی ارزش این همه بدگویی را ندارد. زندگی خیلی کوتاه است. کوتاه تر از اینکه فکرش را بکنیم. خداوندش بیامرزاد!