دست گیری کنید ای انسانها!

اولا رمضان و رمضانی شدن و رمضانی ماندن و رسیدن به ثمره روزه که تقواست فقط این نیست که چیزی نخوری و نیاشامی و گوش و چشم و زبانت را حفظ و شب زنده داری کنی. کم نیست آیات قرآن درباره انفاق و حقی که محرومان در اموال مومنین دارند. کم نیست که حرف درستی نیست٬ اتفاقا این آیات بسیارند.

در مورد سومالی حرف زدن و غصه خوردن کاری از پیش نمی برد. دست بجنبانید تا انسانهای بیشتری از شدت گرسنگی تلف نشده اند! کار را هم راحت کرده اند. به خدا اگر کمک نکنید نمی توانید پاسخگو باشید. بروید به این جا و از طریق کارت های عضو شتاب هر چه می توانید کمک کنید که بنی آدم اعضای یک گوهرند. تردید نکنید. اجر شما با خود خدا. خودش در همان قرآنش گفته اضعاف مضاعفش را به شما بر می گرداند. شک نکنید و یا علی را بگویید و همه را خبر کنید. مادری که ۵ فرزندش ر ا به خاطر گرسنگی از دست داده بود را به خاطر آورید و نگذارید این اتفاق ها تکرار شوید. بسم الله!

 

ثانیا لطفا این مطلب را بخوانید که مکمل این مطلبی است که چند روز پیش در این وبلاگ نقل کرده بودیم.

بجنبیم تا دیر نشده.

مهمانی از نیمه عبور کرد ...

خوشا به حال

مستغفرین!

صائمین!

اهالی باشگاه ابوحمزه و افتتاح!

بچه های محله مجیر که چند شب گذشته سرشان شلوغ بود!

متصدقین!

باکین!

متهجدین!

سابقین در تلاوت قرآن!

ساجدین بالاسحار!

مسبحین!

و آفرین باد بر بخشیده شدگان!

مطلب حقی که در وبلاگ یامین پور حذف شد!

در ریدرم مشغول خواندن پست اخیر یامین پور (وبلاگ کیستی ما) بودم. از مطلبش خوشم آمد. دیدم حق است. حرف است. رفتم در سایتش دیدم که نیست. مطلب حذف شده. به چه دلیل؟ خدا عالم است. حیفم آمد مطلب از دست برود. اینجا گذاشتم بخوانیدش:

درباره «خاتون»، جوانمردي در نقد، مهدي كلهر، مشايي، همشهري جوان و...

مرا متهم كنيد!

اين يادداشت وبلاگي احتمالا موجي از تهمت ها و  حملات رسانه اي عليه من ترتيب خواهد داد... اما مي نويسم:(پيش از هر چيز اعلام ميكنم كه بنده هيچ ارتباطي با اين نشريه يا حتي كل دولت نداشته و  جريان موسوم به انحرافي را هم منكوب، محكوم، و منفور ميدانم!)

ديروز صبح بيدار شده و نشده، پيامكهايي با مضمون هاي مشابه از سوي سايتهاي خبري بدستم رسيد در محكوم كردن ويژه نامه اي بنام «خاتون» كه گفته بودن منتسب به جريان انحرافي است. حرفهايي از قول علي اكبر جوانفكر و مهدي كلهر در پيامكها آمده بود كه سكر و خواب آلودگي ماه رمضان را از سرم پراند. بعد تر هم رفقا زنگ زدند و نخوانده از من خواستند كه در رد و نقد آن يادداشت و مقاله بنويسم.

ويژه نامه را خريدم؛ مطالب اعم از يادداشت ها، گزارش ها و مصاحبه ها آنگونه است كه در زير مي آيد:

آغوش والدين، نوشته دكتر فريده خلج آبادي فراهاني
مصاحبه خواندني با آيت الله حائري شيرازي
مقاله مريم ارشدي در عظمت حضرت زهرا (س)
تلخيص مقالات مكتب اسلام با عنوان اخلاق جنسي از آزادي تا لذت، با تلاش عاطفه يزداني
مصاحبه هاي علمي آقايان فياض و قائم مقامي
مصاحبه حجت الاسلام حاج ابوالقاسم در حول و حوش مفاهيم عرفاني و قرآني
مصاحبه خانواده محور بهمن شريف زاده
گزارش خواندني با عنوان چرا با حجاب شدم؟ از روي آوردن سرخوردگان فرهنگ غرب به حجاب اسلامي
يادداشت فائزه نوروزي با عنوان علم حاكميت خداوند بر زمين در دفاع از حجاب اسلامي در برابر فمينسم
يادداشت فلسفي غرب ستيزانه اكبر جباري
نقد مدگرايي در يادداشت نگار طاهري با عنوان مانتوهاي تابستاني و مدهايي براي ديده شدن
گزارش كامل و بي سابقه درباره مروه شربيني شهيده حجاب
يادداشت «دژي براي حيا» در تبيبن اسلامي مفهوم حيا نوشته اعظم بهرامي
گزارش هشت سخنراني رحيم پور ازغدي درباره حجاب كه براي اولين بار اتفاق مي افتد
زندگي نامه اسماء بنت عميس به عنوان زن برتر اسلامي
نقد بنيادي فمينيسم در مصاحبه با شهريار زرشناس
خلاصه چند سخنراني حجت الاسلام قاسميان در تحليل قرآني پديده زوجيت
يدداشت وبلاگي جالب «چادر، قانون و اجبار» نوشته ريحانه ذوالفقاري كه بدرستي نكته اي مبتلابه را گوشزد ميكند و آنهم توهين به چادر در استفاده هاي نابجا مانند دادگاههاست. او در آخر مينويسد: «بايد در قوانين تجديد نظر شود كه كجا بايد چادر اجباري باشد چرا كه چادر نماد مبارزه و اسلام خميني است و ارزشمند است و...»
سيره اهل بيت در برخورد با خانواده در مصاحبه با حجت الاسلام فضلعلي
يادداشت حزب اللهي دوست خوبم حميدغريب رضا با عنوان «زن ايراني مادر معنوي تمدن اسلامي-ايراني»
يادداشتي خواندني از مرحوم عين صاد(علي صفايي) درباره لباس برتر
تبار شناسي پوشش در مقاله سيد عباس صالحي
و... اينها فقط صد و سي صفحه اول اين ويژه نامه است. نام ها آشناست. علي الاغلب حزب اللهي و متعلق به گفتمان انقلاب اند.

بعد از اين بيست صفحه به گزارش و نقد عملكرد پليس در طرح امنيت اخلاقي و گشت ارشاد اختصاص دارد. كه به نظر من ورود در بررسي و نقد آن اشكالي ندارد هرچند اپروچ و شيوه نقد آن را نپذيرفته باشم و يا در نتيجه با آنها مخالف باشم ولي اصل نقد حق رسانه است. آنهم طرحي كه اكنون يكي از مهمترين مسائل اجتماعي جامعه ماست. هرچند بوي لاپوشاني در كم كاري دولت در مبارزه با بدحجابي را هم مي دهد ولي بجاي ذهن خواني بهر است به سوالهايي كه پرسيده مي شود پاسخ دهيم.

مصاحبه ها و يادداشتهاي بعدي از آيت الله خاتمي، حسين الله كرم، فاطمه رجبي ، مسعود دهنمكي، سيد مهدي شجاعي، مجيد ابهري و... است كه همگي حال  و مواضعشان معلوم است و محتوا هم كاملا ديني و انقلابي است.

چند صفحه اي هم گزارشي  است از برتري بانوان محجبه ايراني در عرصه هاي مختلف از جمله ورزش قهرماني
بعد هم گزارشي تاريخي و خواندني از پيشينه حجاب در ايران با محوريت ريشه يابي نجابت گرايي و پوشش براي زنان ايراني دوران هخامنشي و پس و پيش آن كه گزارش جالبي است.

بعد هم بيست صفحه مواضع امام راحل(ره) و حضرت آقا درباره حجاب اسلامي است.
و البته در لابلا تبليغاتي هم براي احمدي نژاد و دولتش شده است.
و تمام....   !!!

اين يك نشريه ضد ديني و ضد اسلامي است كه از نخستين ساعات روز موضوع فحاشي همه قرار ميگيرد و هنوز ظهر نشده عليه آن اعلام جرم مي شود! شما پاسخ دهيد: چگونه يك نشريه 260 صفحه اي هنوز 10 صبح نشده به محور اصلي يك هجمه رسانه اي بدل ميشود؟ چند نفر آنرا خوانده اند؟ و چند نفر نهايتا فرصت تحليل محتواي آنرا داشته اند؟ آيا اين هجمه و موضعگيري عادي است؟!

آنچه درباره علي اكبر جوانفكر آمده بود دروغي بيش نبود. مصاحبه كلهر را هم با دقت خواندم. مواضع كلهر درباره تهاجم فرهنگي غرب، تحقير فرهنگ برهنگي، لزوم اطاعت از قانون حجاب، تاكيد بر عمل دقيق به شريعت و رساله هاي عمليه، حيثيت  لباس ايراني و اسلامي و حقوق زن كاملا منطقي، علمي و انقلابي بود. حتي انقلابي تر و ديني تر ازآنچه از كلهر انتظار داشتم. نسبت دادن آن حرفها به كلهر بي انصافي، ظلم و حتي افتراست. در مورد آمدن چادر سياه تحت تاثير مجالس شبانه انگليسي حرفهايي تاريخي زده شده كه قابل بررسي است ولي اصل حجاب و چادر زير سوال نرفته است.(هرچند بهتر بود با اين صراحت گفته نمي شد) ولي درمجموع جملات تقطيع شده و منتزع شده متن مصاحبه يك اجحاف تمام عيار است. فهم جملات در كانتكست بايد صورت گيرد و نه در يك پيامك چند كلمه اي.

بطور مثال اين پيامك نسيم آنلاين را ببينيد: «روزنامه ايران در ويژه نامه خود چادر را بدترين نوع پوشش و آنرا حاصل مراسمهاي عياشي شبانه اروپا دانست»!!!

هرچند براي بار دوم هرگونه ارتباطي با گردانندگان اين ويژه نامه و كل موسسه ايران و حتي كل خبرگزاري جمهوري اسلامي و حتي تر كل دولت را انكار ميكنم، ولي اين ويژه نامه به زعم من يكي از بهترين و كامل ترين ويژه نامه هاي سال هاي اخير در تبيين كامل  و واقع بينانه و منصفانه مقوله حجاب اسلامي است.
ضمن اينكه به علت بي اعتمادي و بدبيني به اسفنديار دولت و مجموعه هاي متصل به او، تاكيد من هم بر مراقبت بر رفتارهاي فرهنگي و رسانه اي آنهاست، ليكن اين ملاحظه قطعا بي اخلاقي، زياده روي در نقد، بي انصافي و جوسازي رسانه اي توجيه نمي كند.

آنهم در دوراني كه نشريات زرد و ضد حجاب ديگر، براحتي و در حاشيه امن منتشر مي شوند. اگر من به ويژه نامه خاتون از صد نمره بيست نمره منفي بدهم، بايد نشريات زرد و مروج فرهنگي دم غنيمتي و اباحيگرايانه اي مثل ... را چطور ارزيابي كنم؟

ديروز دقيقا زماني كه جنجال ها درباره خاتون بالا گرفته بود من همزمان «همشهري جوان» را ورق مي زدم. هفته نامه اي براي جدي نگرفتن هيچ چيز! آويزان به آدم هاي مشهور و مشغول به خنديدن به همه كس و همه چيز! درست چند روز پس از تقدير بي بي سي از لوسين فرويد، نقاش مبتذل كار انگليسي(نوه زيگموند فرويد معروف) حالا نوبت همشهري جوان بود كه او را به هنردوستان وطني معرفي و مورد تقدير قرار دهد. فرويد معروف است به نقاش نقاشي هاي زشت. تابلوهايي كه زنان برهنه و گوشت آلود و زشت را در حالتهاي مختلف ترسيم مي كند و با سبكي سوپررئاليست، به حالتهاي افسرده جنسي مي پردازد.

سرتاسر اين هفته نامه زرد تكريم روزمرگي هاي رسانه اي و خوشي هاي بالا شهري و دختران خوش پوش و موفق(!) است. ولي چرا هيچكس به اين هفته نامه، و به نمونه هاي ديگري چون چلچراغ و چندين و چند هفته نامه زرد كه در عناوين آنها كلماتي چون زندگي ايده آل، موفق، خانواده، سبز و... ديده مي شودو نقش آنها در نهادينه كردن سبك زندگي غير ديني نمي پردازد؟!

از اينها گذشته يك نشريه حرف و حديث دار با تيراژ محدود مهمتر است و شايسته جنجال است با سريال هاي معلوم الحال سيما با رسالت روشن تخريب شبك زندگي ديني و ترويج غربگرايي: ساختمان پزشكان را ملاحظه فرموديد؟!

يك راه بيشتر براي تحليل اين اتفاق باقي نمي ماند: طراحي يك جنگ رسانه اي و رواني جديد عليه احمدي نژاد و سوءاستفاده از احساسات ديني و انقلابي رفقاي حزب اللهي؛
و حرف آقا باز هم بر زمين مي ماند...

----------------------------------------------------------

عکس مطلب را هم برای محکم کاری اینجا گذاشتم.

این هفت سال ...

۲۲ را که از ۲۲ کم کنی باقیمانده هیچ است.

۵ را هم که از ۵ کم کنی چیزی باقی نمی ماند.

اما ۸۳ را که از ۹۰ کم کنی ۷ تا می ماند.

می گویند ۷ مقدس است. من این را نمی گویم. اما هفت برای خودش عددی است! وزنی دارد! از هفت آسمان و هفت زمین و هفت روز هفته و هفت خوان رستم و عجایب هفتگانه و هفت سین و هفت شهر عشق که عطار گشت بگیر٬ تا هفت سال. هفت سال زندگی٬ هم سال عمر٬ هفت سال با هم بودن زیر یک سقف٬ با یک فکر٬ با یک دغدغه٬ با هم٬ با شادی٬ با غصه. هفت سال هم نفسی و تنفس در فضای خانه عشقمان!

هفت سال با تو بودن برایم هفت دنیا می ارزد!

هفت هزار بار خدا را شکر!

دوست داشتید اینجا را هم بخوانید.

قرآن که می خواندم رسیدم به ...

قرآن که می خواندم رسیدم به آیه زیر:

و [ای پیامبر] براى آنان -مردم- زندگى [در این] دنيا را مثال بزن كه همچون آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم سپس [با] گياهان زمينی درآميخت و [پس از چندی چنان] خشك شد كه باد [از جا کند و] پراكنده‏اش ساخت و خداست كه همواره بر هر چيزى تواناست.

وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا  کهف﴿۴۵﴾

بله این است حقیقت زندگی کوتاه این دنیا. خدایا عاقبتمان را ختم به خیر فرما!

و مکروا و مکر الله، والله خیر الماکرین!

 

عکس از سایت بی بی سی فارسی http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/08/110809_u02_pics_london_riots.shtml

 

برای دیدن عکس های سرکوب مردم توسط پلیس لندن اینجا را ببینید.

در پایان: خدایا شکر!

نامه - 1

خدایا سلام!

اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید ملالی نبود جز دوری من به شما که آن هم به لطف دعوتت به مهمانی ماه خوبت برطرف شد. تو را هم که می دانم از ازل داری خدایی می کنی. مهربانی می کنی. می بخشی و می دهی به غیر حساب! هر چقدر دانستن تر و خشک و افتادن هر برگ از درخت و هر دانه ای در کتاب مبینت حساب و کتاب دارد٬ لطف و رحمتت بی حساب است و زیاد. خدایی دیگر!

راستی خدا! حالا که همسایه ات شدیم در این ماه زیبا٬ بیا و حق همسایگی را بجا بیاور. بیا و دستگیری کن از این همسایه فقیر حقیر مسکین بیچاره ات! بیا و آقایی کن در حق این بنده ناچیزت! خودت هم خوب می دانی ما فقیر بیچاره ها جایی نداریم برویم جز در خانه کرمت. اصلا کجا بهتر از جوار تو؟ مگر مریم عذری از تو نخواست که "نزد" تو خانه ای برایش بنا کنی؟ تو را به این بندگانت خوبت در خانه ات را که زدیم٬ در را باز کن. دیگر گذشت دوران بچگی هامان که در می زدیم و فرار می کردیم. الان می دانیم که جایی خبری نیست جز در خانه تو. اصلا کجا فرار کنیم؟

خوب دیگر بیش از این مزاحمتان نشوم. خیلی دوستت دارم. به بندگان صالحت و انبیا و اولیا سلام مخصوص برسان. بهشان بگو برای من هم دعا کنند. باز هم برایت نامه می نویسم.

بنده ات٬ عماد

نه شرقی٬ نه غربی٬ جواب نامه برقی.

فاصله

و فاصله تا آدمیت هنوز بسیار است ...

الي متي احار فيک...

هذا يوم الجمعه! و هو يومک المتوقع فيه ظهورک.

...

در این شبهای عزیز ما را هم سر سفره پر برکت رمضانیتان دعا کنید میهمانان خدا!

کی گفته؟

کی گفته که روزه گرفتن تو تابستون سخته؟ خیلی هم راحته. میگید چرا؟ چون من بعد از ۲ روز روزه٬ یک کیلو سیصد وزن کم کردم. این نشون میده خیلی هم راحته اصلا هم سخت نمی گذره.  

مقایسه من و محبوب

اى پروردگارم!

تو مرا مى خوانى،
              ولى من از تو روی مى گردانم!

و تو با من دوستى مى كنى،
              ولى من با تو دشمنى مى كنم!

و تو به من محبت كنى، 
               و من نمی پذیرم!

گویا من منتى بر تو دارم!

و با این احوال، 
        از مهر تو به من 
              و احسانت بر من
                    و بزرگواریت نسبت به من بازنمانی
                                          از بس که بخشنده و بزرگواری!

پس بر بنده نادانت رحم كن!
               و از زیادى احسانت بر او ببخش! 
                                     كه براستى تو بخشنده و بزرگوارى!

فرازی از دعای افتتاح ماه مبارک رمضان

میهمانی

مبارک باد بر شما میهمانان حضرت دوست!

بهترین حال

دعای شب آخر شعبان را که می خواندم رسیدم به این خط:

االهم ابقنی خیر البقاء و افننی خیر الفناء

خدایا در بهترین حال زنده ام بدار و در بهترین حال بمیرانم

دعای خوبیست به دلم نشست!

آمد

ایها الناس٬ قد اقبل الیکم شهر الله ...

خبر

عاشقانه هایم در راه است ...

وقتی عماد 2 سالش بود!

جشن تولدم در پنجم مرداد 59

مرّ السحاب

   ۱۳۹۰/۰۵/۰۵
   ۱۳۵۷/۰۵/۰۵-
-----------------
              ۳۳    سال تمام شد. به همین خوشمزگی!

امرداد

نمی دانم این را قبلا اینجا نوشته ام یا نه اما شما حتما شنیده اید:

«مردم دو دسته اند: دسته اول آنها که مردادی اند و دسته دوم آنهایی که دوست دارند مردادی باشند.»

این جمله معروف شهاب حسینی است در فیلم سوپر استار. حالا ما که در دسته اول می گنجیم. آنهایی هم که نمی گنجند مشکل خودشان است. بروند یک جوری بگنجانند خودشان را.

امروز یک خبری در سایت رسمی فارسی استعمارپیر دیدم (اینجا). این لوسین فروید که مرده که خوب مرده. باشه اشکالی نداره. امیدوارم این لینکی که گذاشته ام اشاعه فحشا به حساب نیاید. (هر چند این قدر مزخرف است که اشاعه تزخرف به حساب باید بیاید!) این بابایی که اسمش را گذاشتم نقاش واقع گرای مدلهای ع ریان بوده. حالا اگر نقاشی ها را ببینید. عمق فاجعه را درک می کنید. یعنی عمه مادربزرگ ناصرالدین شاه هم بهتر از این نقاشی می کشیده. حالا از همه اینها هم بگذریم. این تابلوها با این عمق فاجعه (اخلاقی به کنار - منظورم از نظر هنریست) تا ۲۰ میلیون پوند به فروش رسیده!

چرا آنها متمدنند و ما جهان سومی و عقب افتاده؟ چرا؟ چون ۲۰ میلیون پوند پول تابلوی بدترکیب و زشت یک زن ع ریان چاق و خپل را می دهند و در خبرهایشان بازتاب می دهند و پزش را می دهند و ...؟