در ریدرم مشغول خواندن پست اخیر یامین پور (وبلاگ کیستی ما) بودم. از مطلبش خوشم آمد. دیدم حق است. حرف است. رفتم در سایتش دیدم که نیست. مطلب حذف شده. به چه دلیل؟ خدا عالم است. حیفم آمد مطلب از دست برود. اینجا گذاشتم بخوانیدش:
درباره «خاتون»، جوانمردي در نقد، مهدي كلهر، مشايي، همشهري جوان و...
مرا متهم كنيد!
اين يادداشت وبلاگي احتمالا موجي از تهمت ها و حملات رسانه اي عليه من ترتيب خواهد داد... اما مي نويسم:(پيش از هر چيز اعلام ميكنم كه بنده هيچ ارتباطي با اين نشريه يا حتي كل دولت نداشته و جريان موسوم به انحرافي را هم منكوب، محكوم، و منفور ميدانم!)
ديروز صبح بيدار شده و نشده، پيامكهايي با مضمون هاي مشابه از سوي سايتهاي خبري بدستم رسيد در محكوم كردن ويژه نامه اي بنام «خاتون» كه گفته بودن منتسب به جريان انحرافي است. حرفهايي از قول علي اكبر جوانفكر و مهدي كلهر در پيامكها آمده بود كه سكر و خواب آلودگي ماه رمضان را از سرم پراند. بعد تر هم رفقا زنگ زدند و نخوانده از من خواستند كه در رد و نقد آن يادداشت و مقاله بنويسم.
ويژه نامه را خريدم؛ مطالب اعم از يادداشت ها، گزارش ها و مصاحبه ها آنگونه است كه در زير مي آيد:
آغوش والدين، نوشته دكتر فريده خلج آبادي فراهاني
مصاحبه خواندني با آيت الله حائري شيرازي
مقاله مريم ارشدي در عظمت حضرت زهرا (س)
تلخيص مقالات مكتب اسلام با عنوان اخلاق جنسي از آزادي تا لذت، با تلاش عاطفه يزداني
مصاحبه هاي علمي آقايان فياض و قائم مقامي
مصاحبه حجت الاسلام حاج ابوالقاسم در حول و حوش مفاهيم عرفاني و قرآني
مصاحبه خانواده محور بهمن شريف زاده
گزارش خواندني با عنوان چرا با حجاب شدم؟ از روي آوردن سرخوردگان فرهنگ غرب به حجاب اسلامي
يادداشت فائزه نوروزي با عنوان علم حاكميت خداوند بر زمين در دفاع از حجاب اسلامي در برابر فمينسم
يادداشت فلسفي غرب ستيزانه اكبر جباري
نقد مدگرايي در يادداشت نگار طاهري با عنوان مانتوهاي تابستاني و مدهايي براي ديده شدن
گزارش كامل و بي سابقه درباره مروه شربيني شهيده حجاب
يادداشت «دژي براي حيا» در تبيبن اسلامي مفهوم حيا نوشته اعظم بهرامي
گزارش هشت سخنراني رحيم پور ازغدي درباره حجاب كه براي اولين بار اتفاق مي افتد
زندگي نامه اسماء بنت عميس به عنوان زن برتر اسلامي
نقد بنيادي فمينيسم در مصاحبه با شهريار زرشناس
خلاصه چند سخنراني حجت الاسلام قاسميان در تحليل قرآني پديده زوجيت
يدداشت وبلاگي جالب «چادر، قانون و اجبار» نوشته ريحانه ذوالفقاري كه بدرستي نكته اي مبتلابه را گوشزد ميكند و آنهم توهين به چادر در استفاده هاي نابجا مانند دادگاههاست. او در آخر مينويسد: «بايد در قوانين تجديد نظر شود كه كجا بايد چادر اجباري باشد چرا كه چادر نماد مبارزه و اسلام خميني است و ارزشمند است و...»
سيره اهل بيت در برخورد با خانواده در مصاحبه با حجت الاسلام فضلعلي
يادداشت حزب اللهي دوست خوبم حميدغريب رضا با عنوان «زن ايراني مادر معنوي تمدن اسلامي-ايراني»
يادداشتي خواندني از مرحوم عين صاد(علي صفايي) درباره لباس برتر
تبار شناسي پوشش در مقاله سيد عباس صالحي
و... اينها فقط صد و سي صفحه اول اين ويژه نامه است. نام ها آشناست. علي الاغلب حزب اللهي و متعلق به گفتمان انقلاب اند.
بعد از اين بيست صفحه به گزارش و نقد عملكرد پليس در طرح امنيت اخلاقي و گشت ارشاد اختصاص دارد. كه به نظر من ورود در بررسي و نقد آن اشكالي ندارد هرچند اپروچ و شيوه نقد آن را نپذيرفته باشم و يا در نتيجه با آنها مخالف باشم ولي اصل نقد حق رسانه است. آنهم طرحي كه اكنون يكي از مهمترين مسائل اجتماعي جامعه ماست. هرچند بوي لاپوشاني در كم كاري دولت در مبارزه با بدحجابي را هم مي دهد ولي بجاي ذهن خواني بهر است به سوالهايي كه پرسيده مي شود پاسخ دهيم.
مصاحبه ها و يادداشتهاي بعدي از آيت الله خاتمي، حسين الله كرم، فاطمه رجبي ، مسعود دهنمكي، سيد مهدي شجاعي، مجيد ابهري و... است كه همگي حال و مواضعشان معلوم است و محتوا هم كاملا ديني و انقلابي است.
چند صفحه اي هم گزارشي است از برتري بانوان محجبه ايراني در عرصه هاي مختلف از جمله ورزش قهرماني
بعد هم گزارشي تاريخي و خواندني از پيشينه حجاب در ايران با محوريت ريشه يابي نجابت گرايي و پوشش براي زنان ايراني دوران هخامنشي و پس و پيش آن كه گزارش جالبي است.
بعد هم بيست صفحه مواضع امام راحل(ره) و حضرت آقا درباره حجاب اسلامي است.
و البته در لابلا تبليغاتي هم براي احمدي نژاد و دولتش شده است.
و تمام.... !!!
اين يك نشريه ضد ديني و ضد اسلامي است كه از نخستين ساعات روز موضوع فحاشي همه قرار ميگيرد و هنوز ظهر نشده عليه آن اعلام جرم مي شود! شما پاسخ دهيد: چگونه يك نشريه 260 صفحه اي هنوز 10 صبح نشده به محور اصلي يك هجمه رسانه اي بدل ميشود؟ چند نفر آنرا خوانده اند؟ و چند نفر نهايتا فرصت تحليل محتواي آنرا داشته اند؟ آيا اين هجمه و موضعگيري عادي است؟!
آنچه درباره علي اكبر جوانفكر آمده بود دروغي بيش نبود. مصاحبه كلهر را هم با دقت خواندم. مواضع كلهر درباره تهاجم فرهنگي غرب، تحقير فرهنگ برهنگي، لزوم اطاعت از قانون حجاب، تاكيد بر عمل دقيق به شريعت و رساله هاي عمليه، حيثيت لباس ايراني و اسلامي و حقوق زن كاملا منطقي، علمي و انقلابي بود. حتي انقلابي تر و ديني تر ازآنچه از كلهر انتظار داشتم. نسبت دادن آن حرفها به كلهر بي انصافي، ظلم و حتي افتراست. در مورد آمدن چادر سياه تحت تاثير مجالس شبانه انگليسي حرفهايي تاريخي زده شده كه قابل بررسي است ولي اصل حجاب و چادر زير سوال نرفته است.(هرچند بهتر بود با اين صراحت گفته نمي شد) ولي درمجموع جملات تقطيع شده و منتزع شده متن مصاحبه يك اجحاف تمام عيار است. فهم جملات در كانتكست بايد صورت گيرد و نه در يك پيامك چند كلمه اي.
بطور مثال اين پيامك نسيم آنلاين را ببينيد: «روزنامه ايران در ويژه نامه خود چادر را بدترين نوع پوشش و آنرا حاصل مراسمهاي عياشي شبانه اروپا دانست»!!!
هرچند براي بار دوم هرگونه ارتباطي با گردانندگان اين ويژه نامه و كل موسسه ايران و حتي كل خبرگزاري جمهوري اسلامي و حتي تر كل دولت را انكار ميكنم، ولي اين ويژه نامه به زعم من يكي از بهترين و كامل ترين ويژه نامه هاي سال هاي اخير در تبيين كامل و واقع بينانه و منصفانه مقوله حجاب اسلامي است.
ضمن اينكه به علت بي اعتمادي و بدبيني به اسفنديار دولت و مجموعه هاي متصل به او، تاكيد من هم بر مراقبت بر رفتارهاي فرهنگي و رسانه اي آنهاست، ليكن اين ملاحظه قطعا بي اخلاقي، زياده روي در نقد، بي انصافي و جوسازي رسانه اي توجيه نمي كند.
آنهم در دوراني كه نشريات زرد و ضد حجاب ديگر، براحتي و در حاشيه امن منتشر مي شوند. اگر من به ويژه نامه خاتون از صد نمره بيست نمره منفي بدهم، بايد نشريات زرد و مروج فرهنگي دم غنيمتي و اباحيگرايانه اي مثل ... را چطور ارزيابي كنم؟
ديروز دقيقا زماني كه جنجال ها درباره خاتون بالا گرفته بود من همزمان «همشهري جوان» را ورق مي زدم. هفته نامه اي براي جدي نگرفتن هيچ چيز! آويزان به آدم هاي مشهور و مشغول به خنديدن به همه كس و همه چيز! درست چند روز پس از تقدير بي بي سي از لوسين فرويد، نقاش مبتذل كار انگليسي(نوه زيگموند فرويد معروف) حالا نوبت همشهري جوان بود كه او را به هنردوستان وطني معرفي و مورد تقدير قرار دهد. فرويد معروف است به نقاش نقاشي هاي زشت. تابلوهايي كه زنان برهنه و گوشت آلود و زشت را در حالتهاي مختلف ترسيم مي كند و با سبكي سوپررئاليست، به حالتهاي افسرده جنسي مي پردازد.
سرتاسر اين هفته نامه زرد تكريم روزمرگي هاي رسانه اي و خوشي هاي بالا شهري و دختران خوش پوش و موفق(!) است. ولي چرا هيچكس به اين هفته نامه، و به نمونه هاي ديگري چون چلچراغ و چندين و چند هفته نامه زرد كه در عناوين آنها كلماتي چون زندگي ايده آل، موفق، خانواده، سبز و... ديده مي شودو نقش آنها در نهادينه كردن سبك زندگي غير ديني نمي پردازد؟!
از اينها گذشته يك نشريه حرف و حديث دار با تيراژ محدود مهمتر است و شايسته جنجال است با سريال هاي معلوم الحال سيما با رسالت روشن تخريب شبك زندگي ديني و ترويج غربگرايي: ساختمان پزشكان را ملاحظه فرموديد؟!
يك راه بيشتر براي تحليل اين اتفاق باقي نمي ماند: طراحي يك جنگ رسانه اي و رواني جديد عليه احمدي نژاد و سوءاستفاده از احساسات ديني و انقلابي رفقاي حزب اللهي؛
و حرف آقا باز هم بر زمين مي ماند...
----------------------------------------------------------
عکس مطلب را هم برای محکم کاری
اینجا گذاشتم.