دیلماج دعوتم کرده بازی کنم. با اینکه چند وقتیست حس نوشتن ندارم. اما همه می دانند من خراب رفیقم و اصلا در مرامم تاکنون مشاهده نشده که روی رفیق آن هم از نوع مجازیش را زمین بگذارم. از شما چه پنهان شاید همین بازی باعث بشه دوباره حس نوشتن پیدا کنم. به هر حال ازش ممنونم.
اما ظاهرا اسم این بازی "عادات نوشتن" هست. فلسفه اش چیه را نمی دونم. احتمالا اولین نفری که به فکرش رسیده این بازی را اختراع (!) کنه، کلی فکر کرده و فسفر سوزونده که همچین بازی ای به ذهنش رسیده. انصافا و خدایی و حضرت عباسی اینم شد بازی؟ اگه مثلا می گفت weiqi بازی کنیم و یا حتی xianqqi باز یه چیزی. یه پرانتز اینجا باز کنم بد نیست. (این چینیا اومدن این دو تا بازیو گذاشتن تو بازیهای آسیایی و دارن حال مدالشو می برن. مثل اینکه ما بیاییم هفت سنگ٬ زو٬ تیله بازی٬ گرگم به هوا را ببریم تو المپیک. بی خیال! بهتره که پرانتزه ببندم.) بله در مورد فلسفه این بازی داشتم می گفتم. من چیز زیادی ازش دستگیرم نشد. ممنکنه بگید حالا تو چه کار به فلسفش داری؟ اونم عرض می کنم خدمتتون. حتما می دونید که از دیروز٬ ایران میزبان نشستی بین المللی در مورد فلسفه هستش. بیش از صد فیلسوف از بیش از ۴۰ کشور دنیا اینجان. اونوقت شما انتظار دارین من نپرسم فلسفه این بازی چیه؟ به هر حال من که فکر می کنم مخترع بازی مذکور به دنبال در انداختن یک طرح نو چاره ای نداشته جز اختراع یک همچین بازی بدون فلسفه ای.
بگذریم اما بازی:
حتما شنیدین که میگن اونایی که موقع فکر کردن روم به دیوار می.ینن٬ موقع بازم روم به دیوار .یدن هم فکر می کنند! لذا من موقعی که میخوام چیزی بنویسم اصولا فکر نمی کنم. الان که فناوری پیشرفت کرده میام میشینم پشت صفحه کلید حالا بنویس کی ننویس. شاید فکر کنین شوخی کنم. اما واقعا بهترین ایده هایی که تا حالا به سرم زده برای نوشتن (اعم از اونایی که شما خوندید یا نخوندید یا اونایی که در حد ایده مونده یا پیاده شده) روم به دیوار در دستشویی به ذهنم خطور کرده. الان دارین میخندین به من. خوب کار خوبی نمی کنین. به هر حال من اینجوریم دیگه.
قبلا که روی کاغذ چیز می نوشتم٬ بیشتر به حالت خوابیده چیز می نوشتم اما حالا که مطلقا دست به قلم نمی برم. بالطبع روی صندلی میشینم و یه چیزی می نویسم.
نوشتن را دوست دارم. شعر گفتن را بیشتر که یه نیمچه ارثی از پدرم بردم. و وقتی که اون ایده های توالتی روی کاغذ یا رایانه پیاده میشه واقعا لذت می برم.
می دونم که خیلی هم خوب نمی نویسم. اما از اینکه شماهایی که منو می خونین تحملم می کنین از همتون سپاسگزارم.
ظاهرا باید ۵ نفرو به این بازی دعوت کنم که کار خیلی سختیه.
رها بانو٬ هاشور که تازه هم جابجا شده٬ کوچه نادری مطمئنم اگر ریحان برایمان از عادات نوشتنش بنویسد برای همه مان جذاب باشد. براستی که قلم توانایی دارد. گوش قرمز که تا به حال ندیدم بازی کند و نهایتا پور پدر که این روزها به خاطر افزایش چرک کف دستش هم که شده حسابی سر حال است. امیدوارم که همگی قبول زحمت کنند و بنویسند.