م مادیان دلم به محرم که می رسد مهار پاره می کند. می تازد به تاخت تا منتهای جنون. مجنون می شود. می میرد و زنده می شود. مملو از خاطره های ملال انگیز می شود. دل در این ماه محرم دیگر دل نیست. گاه مرغی می شود که می خواهد بپرد اما زمین گیر است. گاه مغموم است و مسکوت. گاه مرید است و به دنبال مراد.

م محرم است و مَحرم اسرار مردان موحد مومن عاشق معشوقی چون حسین مرد مردان! مظهر مروت و مردانگی. مروج مذهب اسلام راستین.

م محرم و مظلومیتی به وسعت تاریخ. مظلومیتی مانده بر کمر  زخم خورده تاریخ.

م محرم و مهدی و منتقم.

م محمّد بن علی بن ابی طالب است٬ مسلم بن عقیل است٬ محمّد بن ابى سعید بن عقیل است٬ محمّد بن عبداللّه بن جعفر است٬ منجح بن سهم است٬ مسلم بن عوسجه اسدی است٬ مالک بن عبدالله است٬ مجمع ابن عبدالله عائذی است و همه مردان مردیست که مردانه موت و مرگ را مسخر خویش نمودند.

م محرم است و جامه های مشکی و دموعی که در غم مولای مظلومان به گونه ها می لغزد و امید می رود که از روی معرفت باشد. معرفتی حسینی٬ مبشر حکمت!