اینکه در بیست و پنجم فروردین برف بیاد اون هم به صورت کولاک٬ در تهران پدیده نادریه و ما که دور از جون عمر خر پیره را داریم چیزی یادمان نمی آید از برف آخر فروردین. پر واضح است این که ما یادمان نیست دلیل بر نبودنش نیست. خلاصه اینکه امروز صبح مجبور شدیم البسه زمستانیمان را که عیال مربوطه کلی زحمت کشیده بود آنها را جمع و جور کند از صندوق خانه بیرون آوریم. خدایا شکر! من که نفهمیدم چی شد. یادم میاد نوزدهم اسفند پستی گذاشتم و عکسی که در تهران شکوفه ها باز شده اند و قمریکان پرخوشند و بلبلکان آواز خوان و دما ۲۷ درجه است. امروز باید بنویسم حالا که دیگه ظهره شاید دما ۶ یا ۷ درجه باشه و صبح هم که بالطبع یا صفر بوده یا یک. خلاصه جان خودمان خر تو خری شده که بیا و ببین.

این را هم بگویم که این موضوع خر تو خری ربطی به اینکه خاتمی اول نیومد بعد با ناز و ادا اومد و بعد موسوی آمد و بعد خاتمی رفت و بعد ابطحی رییس دفتر سابق خاتمی قهر کرد و رفت شد مشاور عالی کروبی و کرباسچی کارگزارانی هم رییس ستاد انتخابات کروبی شد و حالا آقا محسن رضایی هم گفته می خوام بیام کاندید بشم و بعد همین کارگزاران اومده از موسوی حمایت کرده و مجمع روحانیون مبارز هم از موسوی٬ بعد خانم ابتکار هم گفته منم می خوام کاندید بشم آمریکا هم گفته که می خواد به ایران نزدیکی کنه گرجستان و تایلند هم که بد جور ریخته به هم و من هم الان سردمه و مثل چیز تو خودم پیچیدم. تازه این درهم امارات هم مثل چی داره میره بالا. حالا شما فکر کن من تو این خر تو خری گوگل ریدرم را راه انداختم. تازه این آقا مرتضی خسروی تو این اوضاع و احوال که هیشکی به قولش وفا نمی کنه٬ همچین با دلیوری تایم (منظور همان زمان تحویله که عربیه و فارسی نیست. یکی فارسیش را بگه لطفا) یک روز زودتر یه کاریکاتور چهره از موسوی کشیده بیا و ببین البته ناگفته نماند من از سیب زمینی در سفره مردمش بیشتر خوشم اومد. حالا بگید اینجا بده٬ جای زندگی نیست!

پا نوشت: خودم که نفهمیدم چی نوشتم.