امروز نمی دونم چی شد که به یاد کسایی افتادم که چرند می نگارند و تحت عنوان "جملات نقض و ادبی" آن را به خورد ملت می دهند. گفتم در چرند گویی خود را بیازمایم٬ که در ذیل می بینید. راستش کار بسیار راحت و چرندی است. شما هم امتحان کنید. باب نظرات به روی شما باز است.

دلم تنگ شده بود٬ خیلی تنگ٬ رفتم یه سایز بزرگتر گرفتم.

دلم شور می زد٬ رفتم استخر تا نمکش بره.

دلم هوایی شده بود٬ رفتم آوردمش زمین.

دلم یه جایی گیر بود٬ برگشتم درش آوردم.

دلم خون بود٬ رفتم سازمان انتقال خون و اهدا کردم.

دلم ریخت٬ با چه بدبختی جمعش کردم.

دلم سوخت٬ فورا با ۱۲۵ تماس گرفتم.

دلم لرزید٬ پتو روش کشیدم.

دلم رفت٬ با هزار خواهش و تمنا برگردوندمش.

دلم آب شد٬ منم که تشنم بود٬ خوردمش.

دلم ضعف رفت٬ چایی نبات بهش دادم.

دلم نازک شده بود٬ چند لایه ای بدان افزودم.

دلم پر بود٬ ساعت ۹ شب آن را دم در خالی کردم.

دلم احساس سبکی می کرد٬ وزنه ای به پایش بستم.

با سپاس ویژه از جناب دل که ما را در این مهم یاری فرمودند.