نمایشگاه پر از اجانب
هرچه نمایشگاه پارسال بی ثمر و بدون حضور اجانب بود٬ امسال پر بودند این خارجیهای چه عرض کنم. یعنی واقعا زیاد بودند و ملتمس دعا. تا پارسال جواب سلاممان را هم نمی داند اینها و امسال پلیز پلیز می کردند. من هم بهشان گفتم پلیز بی پلیز! این که نمی شود یک روز سردیتان کند یک روز گرمیتان کند. من پلیز میلیز بیل میرم. اما از آنجا که ما بسیار مهمان نوازیم٬ دلمان به حالشان سوخت و گفتیم حالا حرف حسابتان چیست؟ گفتند بحران اقتصادی داریم. کارگرانمان بیکار شده اند و نانی در بساطمان نیست. گفتم خوب من چه کار کنم؟ گفنتد بیا و از ما جنس بخر. حراجش کردیم. ما هم بادی به غبغبمان انداختیم و گفتیم حالا باید فکر کنیم. خودمونیم اینجا هم که اوضاع خرابه اما با اعتماد به نفس مثال زدنی از رو نرفتیم و کلی تلافی سالهای بی محلی آنها را در آوردیم. به عبارتی کیف کردیم در حد کیف کوک!
یه دوست اسپانیایی دارم که اومده بود نمایشگاه. می گفت نرخ بیکاری ما پارسال همین موقع ۸ درصد بود و الان به ۱۵ رسیده و برآورد شده تا پایان امسال به بیست برسه. البته من بهش نگفتم مال ما هم بحران نخورده و فی الحال و در شرایط معمولی همین بیست درصد اینهاست. اما گذشته از شوخی بدجوری دنبال کار بودند و به قول معروف دو زاری را تو هوا می زندند.
باید بگم که همه بودند و شور و نشاط عجیبی در نمایشگاه برپا بود. خیلی خوب بود و انصافا من یکی که لذت بردم. البته ما چند سری مهمون اجنبی داشتیم و واقعا سرمان شلوغ بود. حالا وقت سلمونی گرفتیم تا خلوتش کنیم.
بعد از نمایشگاه سرما خوردم خیلی بد. و این یکی از دستاوردهای این نمایشگاه مهم بود.
عکس هم ننداختم. می خواستید خودتون بیاید ببینید.