این روزها تنور انتخابات به قدری گرم شده که شائبه سوختن هر جای بعضیا به میان آمده. صحبت٬ صحبت طرفداری از جناح یا شخص خاصی نیست. شاهدش هم اینه که من هنوز هم نمی دونم باید به کی رای داد و اصولا رای خواهم داد یاخیر. اما اینکه آقایون بیان کلی گویی کنن و تخریب کنن که نشد کار. خداییش کدوم یک از نامزدها یه برنامه مدون دارن و می دونن که ۴ سال بعد می خوان کجا باشن؟ دست گذاشتن روی مسائلی مثل مسائل مهم برای جوانان و بحثهای خیلی کلی درباره رابطه با فلان کشور و ایراد گرفتن از زمین و آسمان که کاری نداره. این که شده فرهنگ کوچه و بازار. الحمدلله همه داریم انتقاد می کنیم. چه این دولت چه دولت سابق و چه دولت اسبق همه در کوران انتقاد بوده و هستن. نه واقعا فکر کنیم ببینیم جز انتقاد و حرافی کار دیگه ای هم کردیم؟ اون وقت متاسفانه همین فرهنگ عجیب  بلکه بهتر بگم عادت مسری، تسری پیدا کرده به نامزدهای انتخاباتی و فقط و فقط کلی و گویی و تخریب. هیچ کس منکر ایرادات و نواقص و ببخشید گند زدن ها نیست. اما واقعا مرزی بین تخریب و انتقاد باید وجود داشته باشد یا خیر؟ خدا را شکر تا الان همه جناحها کم و بیش بودن و دیدیم که چه گلی به سرمون زدن. به قول معروف همه امتحانشون را پس دادن. همیشه هم که مردم ناله شون تا هفت آسمون بالا رفته و میره. بابا یه خورده از خودتون بگید آقایون محترم. یه کم وارد جزییات شید ببینیم چه میگید. یه خورده فارسی صحبت کنید ما هم بفهمیم. یه برنامه بدید ببینیم سال اول کجاییم سال دوم کجا. اگر سخرانی انتخاباتی یعنی انتقاد و کلی گویی والا منم بلدم. الان هم یه چشمه میام نگید داره بلوف می زنه:

اقتصاد را ویران کردن در این چند سال. چیزی به اسم اقتصاد برای این مملکت باقی نمونده. نفت ۱۳۰ دلاری فروختیم صندوق ذخیره ارزی خالیه. قطار اقتصاد از ریل خارج شده. کشتی اقتصاد سوراخ شده و چیزی به غرق شدنش نمونده. موتورهای هواپیمای اقتصاد آتش گرفته. در حال سقوطیم با سرعت. ایرانی بودن ما رفته زیر سوال. یه شهروند ما بخواد پاشو بذاره بیرون از ایران، پاسپورت ایرانی داشتن براش مایه ننگه. دست زنان و نوامیسمون را در فرودگاه جده عربستان به بهانه انگشت نگاری می گیرن. اینم وضع سیاست خارجی و دیپلماسی ایران گریزی. دانشجو مشکل داره. جوان ما مشکل داره. طبقه یازدهم را من نمی خوام بگم. طبقه چهارم را هم نمیگم. پول این مردم و بیت المال صرف سفرهای بیهوده استانی شده. اینها مشکلات امروز ماست. من به شما قول می دهم که گذرنامه ایرانی بشه پاسپورت اول دنیا. من با آرای شما ملت جلوی سقوط اقتصاد را خواهم گرفت. من قطار اقتصاد را به ریلهاش بر خواهم گردوند. {دست ... سوت ..} ممنون. مطمئن باشید نخواهیم گذاشت کسی حرف از جزایر سه گانه بزنه. خلیج فارس خلیج فارس بوده و هست و خواهد بود {دست....} ما اماکن زیارتی خودمون را بیشتر می کنیم تا دیگر نوامیسمان را در جده مورد هتک حرمت قرار ندهند. مشکلات دانشجویی دیگر وجود خارجی نخواهد داشت. در تمامی بخشها از نیروهای جوان خواهیم گفت و استفاده خواهیم کرد. در چاه های نفت را خواهیم بست برای نوه ها و آیندگانمون. درآمد نفتی تا کی؟

این یک گوشه خیلی کوچکش بود. خواهش می کنم این وسط به کسی برنخوره ها. اما بیایید یک دفعه هم که شده با مردم رو راست باشید.

 

از این لینک حسابی خوشمان آمد.

شهر دوشنبه در تاجیکستان را اینجا ببینید.

بعدا نوشتم: وای این گلها خیلی زیباست.