آمیختن حق و باطل
امّا بعد، اي مردم، من چشم فتنه را در آوردم و آن را ريشه كن كردم، و جز من هيچ كس جرأت چنين كاري را نداشت، در آن روزگار كه تاريكي و موج فتنه همهگير شده و بيماري واگير آن به اوج رسيده بود. اينك پيش از آنكه مرا از دست دهيد، از علوم و اطّلاعاتم بهره بريد و پرسش كنید. سوگند به آن كه جانم در قبضه قدرت اوست، از هر رخدادي تا روز رستاخيز با خبرم و از هر گروهي كه دست كم يك صد نفر را رهبري كند و يا صد نفر را به گمراهي كشانَد، مطّلعم و شما را خبر دهم، و از سخنگو و پيشوا و پيشگامش با خبرم، و نيز ميدانم كه در كجا فرود آيند و بار گشايند و كدام يك از آنان كشته شوند و كدامين بميرند. و اگر مرا از دست دهيد، درگيريها و نابسامانيها به شما هجوم آورَد، و مشكلات جانكاه شما را در منگنه قرار دهد، و بسياري از سؤالكنندگان سر به گريبان شوند، و بسياري از سؤال شوندگان در پاسخ فرومانند و نظام فكري خود را از دست دهند. و اين به روزگاري است كه جنگتان به درازا كشد و تمام توانتان در آن به كار رود، و دنيا بر شما تنگ آيد، و روزهاي مصيبت و بلا بر شما همچنان ادامه يابد تا خداوند براي نيكمردانتان كه باقي ماندهاند فرج و فتحي دررسانَد. آری، آنگاه كه فتنهها روی آورند، حقّ و باطل درهم آميزند و شبهه و سردرگمی ايجاد كنند، و هنگامی كه پشت كردند و ضربههای خود را وارد آوردند، شناخته شوند كه ديگر سودی نخواهد داشت. فتنهها چون بادها در گردشند، گاهی به شهری رسند و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار دهند و زمانی به شهر ديگر هجوم آورند.
فرازی از خطبه ۹۲ نهج البلاغه