زنگ خانه را می زنم. سارا به زور در را باز می کند. هنوز روی پنجه پا ایستاده و دستش به دستگیره در است. بلند داد می زند: "سلام بابایی". تمام خستگیم در میرود. لبخند کشداری می زنم و بلندتر می گویم: " سلام عزیز دلم. قربونت برم خانوم! خوبی جیگرتو بخورم؟ "

سارا در را تا آخر باز می کند و دستش را از دستگیره بر می دارد و دستانش را به کمر می زند و می گوید: " جیگرتو می خورم با سس آبلیمو٬ اونم خام خام! "

 

 

نماد مسابقات المپيك نوجوانان در سنگاپور

عکسهای مراسم تشییع محمد حقوقی