خواهم رفت!
یک روز به جای دگری خواهم رفت
با اهل و ژیانم سفری خواهم رفت
با اهل و ژیانم سفری خواهم رفت
هرجا که شود بهتر از این آبادیست
با پای خود از خرتوخری خواهم رفت
جـایی که نه گردی نه غبـاری باشد
نه دادی و قالی٬ ددری خواهم رفت
دل خوش کنم آنجـا به کبوتر٬ به هوا
بی دغددغه در بیخبری خواهم رفت
من باشم او باشد و یک عالـم حرف
از روی وصـــــال گهـــری خواهم رفت
گه بوسه ای از زلف٬ گه از روی مهش
رندانه به سبک هنـــــری خواهم رفت
فارغ ز بلاگ و ریـــــدر و آنچه نت است
با بی خبری خوش خبری خواهم رفت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ ساعت 18:4 توسط عماد
|