دو بیتی برای آقا محمود!
نمی دونم اینو کی گفته.
محمود به هسته گر رسیدی خوش باش! یک هاله به دور کله دیدی خوش باش!
بنگر که کشیده نرخ ها سر به فلک بر هیکل اقتصاد ر..ی خوش باش!
شین بده
دوستان لطف کردند اشعاری حاشیه کردن که براتون میذارمش ببینید:
شیخ ما گفتا شبی در شهر شوش
آنچنان وعظی که شهر آمد به جوش
زان میان محمود گفتا با خروش
تا که من هستم همه ملت خموش
نفتي که به سفره ها زدي آتش شد
خلق از ستمت گرسنگي شامش شد!
بنزين که برفت در پس سهميه ها
ماشين خلايق که تهي باکش شد!
شنیدم که محمود چون شد رییس
ز خوشحاليش گشت پيژامه خيس!
به ناگه، زد انگشت حيرت به لب
که اين مردم خنگ فرصت طلب!
چو فرق من و خر ندانند چيست
ببايد که بر حالشان بس گريست!
به ناگه بيامد ندا از هوا
که اي منجي مردم بي نوا!
من آنم که شيطان دهندم لقب
ولي تو نگو! مي زنندت عقب!
دهم من تو را هاله اي بس منير
بيا حال اين مردمان را بگير . . .
به ناگه، زد انگشت حيرت به لب
که اين مردم خنگ فرصت طلب!
چو فرق من و خر ندانند چيست
ببايد که بر حالشان بس گريست!
به ناگه بيامد ندا از هوا
که اي منجي مردم بي نوا!
من آنم که شيطان دهندم لقب
ولي تو نگو! مي زنندت عقب!
دهم من تو را هاله اي بس منير
بيا حال اين مردمان را بگير . . .
گذر کرد سالی بر این ماجرا
فرود آمد ابلیس در آن سرا
بگفتا که محمود بگشای لب
بگو چون رساندی تو روزت به شب
چو ابلیس کردار زشتش شنید
به تن جامه خویشتن بردرید
به ناگه ندایی ز بالا رسید
که تو کرده ای روی شیطان سپی
فرود آمد ابلیس در آن سرا
بگفتا که محمود بگشای لب
بگو چون رساندی تو روزت به شب
چو ابلیس کردار زشتش شنید
به تن جامه خویشتن بردرید
به ناگه ندایی ز بالا رسید
که تو کرده ای روی شیطان سپی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 13:19 توسط عماد
|
بگفتا مر ایران نباشد انیس
بزد بر در جستجو هر طرف
ز هفت آسمان از ثری تا نجف
همی آمدش هاله بر گرد سر
که اندر چه ای بچه جان خیره سر!
چاوز را برو تو بکن گفتگو
نیابی تو اندر جهان به ز او...