ابدی
برگشت و به پشت خوابید٬ نفس عمیقی کشید و بلافاصله همه هوایی را که فرو برده بود بیرون داد٬ لبخندی زد و چشمهایش را بست.
چشمهایش را بست و لبخند از روی لبهای زیبایش محو نشد.
زیبایی دو چندانی داشت در لبخند شیرینش٬ در پلک های بسته اش.
حیف بود که این منظره زیبا از تابلو سه بعدی اتاق پاک شود.
تصمیمی برای ابدی شدن٬
آرام باش و راحت. آرام ...
با لبخند٬ آرام٬ دلنشین
ماندنی خواهد شد این صحنه رویایی خیال انگیز
...
بیا ببین چه عکسی شد. محشری تو محشر ....
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 18:32 توسط عماد
|