صدای پای میهمانان از دور به گوش می رسد. میزبان٬ میزبان بزرگیست و خدم و حشمش در حال آماده سازی سور و ساط میهمانیند. بعضی ها که بیشتر از بقیه می دانستند و به میزبان نزدیک تر بودند روزهاست که دارند خود را آماده می کنند تا در میهمانی بیشتر به چشم بیایند. تا دل میزبان را بیشتر به دست آورند. برخی هم تازه دست به کار شده اند. عده ای هم مثل من می خواهند به مهمانی بروند٬ خیلی هم دوست دارند بروند اما هنوز هم که هنوز است کاری نکرده اند.

دعوت٬ دعوت عام است البته نه خیلی هم عام. کافی است که  مومن باشی تا در «یا ایها الذین امنوا » بگنجی. نترس ایمان هم مراتب دارد. به هر حال همین که ایمان داشته باشی به میزبان٬ دعوت شده ای. دعوت شده ای به «شهر رمضان» به ماه ریزش. ریزش پلیدی ها و زشتی. دعوتیم همه به مهمانی بزرگ صیام. بلکه پرهیزگار شویم. بلکه برسیم به نیستان وجود. بلکه برسیم به آبی دریا. برسیم به سفیدی فطرت. برسیم به مقصد انبیا. به نور. به روشنی. مهمانی بزرگیست این مهمانی. میزبانش که خداست. که بخشنده است و مهربان. که آمرزنده است و روزی ده. که همه امور در دستان اوست. سفره ای دارد این مهمانی به بزرگی رحمت میزبان. به روشنی نور خدایی. «مثل نورش چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست.»

و میهمانانش عزیزند. بنا دارد ببخشد. بنا دارد بزرگ کند. بنا دارد آدمشان کند. بنا دارد بسازدشان. بنا دارد بدهد. بنا دارد ریخت و پاش کند در این شهر رمضان٬ این خدای مهربان. خداست دیگر. هر چه بدهد باز هم هست. چیزی کم نمی شود. فقط باید خودت را برسانی به مهمانی. بلند شو! بلند شو! مهمانی دارد شروع می شود. بلند شو قدری به خودت برس! دستی به خانه دلت بکش. این گرد و غبار های خانه را پاک کن به دستمال توبه. خوب نیست با دل سیاه بروی مهمانی خدا. کاری کن که بتوانی قدری سرت را بالا بگیری در میهمانی. ملائکه الله آماده پذیرایی از تو اند.  قدر خودت را بدان! میزبان به قدر لا یتناهی بزرگوار است. اما تو هم بد نیست حیا کنی و با سر و روی و جامه کثیف نزدش نروی.

بلند شو عزیز! وقت تنگ است و زمان مثل گذر ابرها در گذر و برگشت ناپذیر. این بنده ناچیزش را هم فرموش نکن. التماس دعا!