خبرگزاری فارس امروز در خبری نوشت: كشتي تجاري موسوم به دي‌لايت زير پوشش شركت كشتيرانی جمهوری اسلامی ايران حامل 36 هزار تن گندم خريداری شده ايران هفته گذشته توسط دزدان دريايي در آب‌های سومالی ربوده شد و به نقل از مديرعامل شركت كشتيرانی مذاكرات با دزدان سوماليايی برای آزادسازی كشتی آغاز شد.

جنجالی که چند ماهی است دزدان دریایی سومالی برای کشتی های نفت کش و تجاری به راه انداخته اند و تقریبا هر روز خبرهای تازه ای از این گروه می شنویم و عملکرد نه چندان مناسب مقامات ایرانی و دیپلماسی بد ایران در این موضوع همه به یک طرف٬ اما موضوعی که ذهن مرا به خود مشغول کرده بر می گردد به سال آخر دوران دولت هشتم که جشن خودکفایی گندم را در سالن اجلاس سران با طمطراق و زرق و برق هرچه بیشتر برگزار شد و همه رسانه ها و دولتیان برای این مهم به خود بالیدند و من نیز به عنوان یک ایرانی بسیار خوشحال شدم و آنرا به فال نیک گرفتم. خوشحال از اینکه کشاورزی ما گامی بزرگ برداشته و نگرانیم در این بخش اندکی برطرف شد. یکی دو سال بعد و حتی در همان روزها هم از برخی عناصر ضد انقلاب! می شنیدم که این یک نمایش است و واقعا این اتفاق نیفتاده. اما من که به قول دوستان مردادی هستم و کله شق٬ پاسخ میدادم که خیر اینطور نیست ما خودکفا شیده ایم.

امروز خبر فارس مرا شوکه کرد. براستی که معنای خود کفایی را هم فهمیدم. تازه بعضی می گویند که این گندم ها از آمریکا خریداری می شود!

متاسفانه و براستی که دروغ در کشور نهادینه و دولتی شده است. متاسفم! متاسفم! البته شاید هم اشتباه از من است و خبری که طی این سالها شنیده ایم این بوده است: «در گندم وارداتی خودکفا شده ایم!» ضمن آنکه کشتی کافی برای واردات گندم هم نداریم. این محصول استراتژیک است و می بایست تحت شرایط خاص و وسواس ویژه بهداشتی و نظارتی حمل شود. خلاصه اینکه باید گفت: «آقایان خودکفایی در تولید گندم پیشکش٬ حداقل در واردات گندم خودکفا باشید».