با خواندن این پست از وبلاگ نیلوفرانه یاد خاطره ای اوفتادم از دوران دبیرستان. یک معلم ریاضی داشتیم که خیلی شوخ و در عین حال جدی بود. یعنی شوخی و جدیش خیلی مشخص نبود.

بگذریم. یکبار داشت از عالم معلمی برایمان می گفت و کمی غر می زد. که یکی از بچه ها گفت: "آقا چرا اینجوری میگین؟ معلمی شغل انبیاست"

این معلم ما هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت: «چوپون خودتی و بابات!» و صدای شلیک خنده بچه ها.

 

پی نوشت برای آی کیوهای کمی پایین: بیشتر پیامبران چوپانی می کرده اند.