صبح گفتم ببینم سال ۸۷ در چنین روزی چی نوشتم. آخه جونم براتون بگه اون سالا مثل الان نبودم که. اون سالا من تقریبا هر روز یه چیزی می نوشتم. بله می گفتم. رفتم دیدم که چه جالب! پست ایزو در توالت را نوشتم.

این قضیه تا یه حدی واقعیه. یعنی واقعا رییس دفتر مدیر کارخونه سابق ما یه چیزایی رو در و دیوار توالت نوشته بود و وسواسی هم بود ولی خوب منم یه کم نمکش را زیاد کردم. نکته جالب این پست این بود که خیلی تو نت چرخید و بعد از دو سه ماه یه ایمیل از این ایمیلای گروهی برام اومد که همین داستان برام ارسال شده بود. برام جالب بود که یه مطلب چقدر می تونه بچرخه و دوباره برسه به صاحب اصلیش.

برا خوندنش اینجا کلیک کنید.