اولین
مدتـی بـــــالا بلاگ تــــــاخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد!
مهلتی بایست تا خون شیر شد!
الغرض در این هفتاد و چند روزی که نبودیم٬ دلمان و روحمان همین جا بود. دلمان می آمد اینجا اما دستمان نمی آمد که بنویسد. بنابراین اگر بگوییم دست و دلمان نمی آمد به دلمان تهمت زده ایم.
جای همه تان خالی! هنگام تحویل سال در بین الحرمین بودم و در زیارت قبور امام حسین و عباس ابن علی و امام علی و امام موسی کاظم و امام جواد در ایام عید همه تان را حتی با اسم های غیر واقعی و وبلاگیتان دعا کردم.
پایان سال نود و آغاز سال نود و یک که در حرم امام حسین باشی انشاءالله نوید گذشت سختی و آمدن سالی خوب است. باور نکردنی بود برایم زیارت امام حسین! حتی زمانی که اذن دخول گرفتم و وارد حریم حرمش شدم٬ باورش برایم سخت بود ...
با تاخیری بیست و چند روزه سال نو را بهتان تبریک میگم. آرزوی سال پر از خیر و خوبی برای تک تکتان دارم.
ای کاش بتوانم حضورم را اینجا پر رنگ کنم!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 16:18 توسط عماد
|