می خواستم از غزه بنویسم. از گرسنگی کودکان٬ از تشنگی مادران، از سینه های خالی از شیر٬ از بریتانیای کبیر، از ترس و وحشت خردسالان، از ددمنشی سبعان، از انفجار بمب و راکت و موشک و خمپاره٬ از مردمان آواره، از صورت خیس دخترکان فلسطینی، از چفیه های خونی، از هنگام به خون غلطیدن برادران٬ از آه مادران، از حسرت پوشیدن لباس دامادی در عوض لباس آخرت٬ از قساوت، از گلگون کفنان، از سوز و هرمان، از سفیر گلوله های کینه بر پیشانی مجاهدان مدافع وطن٬ از سرهای بی تن، از مردان زن از دست داده٬ از زنان شوهر از کف داده٬ از داغی که بر سینه نوار غزه نشسته٬ از زخمهای نبسته، آه از این "داغ" که چه خوب گفته اند این واژه را در غم از دست دادن عزیزان. می خواستم روایت کنم از وضعیت اسفناک بیمارستانهای غزه. دیگر گنجایش زخمیان را ندارد. دیگر مرهمی هم ندارند که بر زخمهایشان بگذارند. از شبهای تاریکش، از مردمان نیکش، از ظفرمندیهای خون بر شمشیر، از مردمان دلیر، از زخم های کهنه ای که دوبار سر باز کرده و خون تازه جوشیده، از دخترکی که روی تخت بیمارستان دارد می میرد و  به مادر دلخونش دلداری می دهد و حال عمه و خاله را جویا می شود. از باران گلوله، از این ولوله، از غرش تانکی، از هیچکاره بودن بانکی، از بیم و امید، از کودکان لرزان چون بید، از نبود برق و گاز، از زخمهای باز، از قساوت و سنگدلی، از شدت بی محلی، از خوابیدن حقوق بشر، از نبود مفر، از سکوت سازمان ملل، از سلاخی حمل، از وتوی آمریکا در شورای امنیت، از قانون بربریت، از وتو این حق توحش، از دلهای خوش، از شوریدگی قلبهای عطوف، از بمب هاب خوشه ای مخوف، از حقارت فرزندان اسراییل، از حماقت رییس جمهور نیل، از جایزه صلح نوبل در دستان شیمون پرز و اسحاق رابین، از انسانهای بی دین، از وارونگی دنیا، از قتل عام صبرا و شتیلا، از مصر و اردن و آل سعود، از مهدی موعود، از بوش، از عربهای مثل موش، از باراک اوباما مرد تغییر، از مرگ کبیر و صغیر، از دردی که چند روزی است سینه ام را فشرده، از فریادی که حقوق بشر در نطفه خفه کرده، از تروریستهای حزب الله و حماس، از نبرد حامیان صلح چون زیپی لیونی و محمود عباس، از حسنی مبارک، از مرگ دهها کودک، از خان یونس و رفح، از فتنه انگیزی فرزند حرامزاده انگلیس، از این آدمی حریص، از صبر و از کلید گشایش، از بیم سربلند بیرون آمدن از این آزمایش، از دود سیاه آسمان غزه، از بازگشت دوباره پرستندگان سامری، از مسجد بابری، از تخریب چندین مسجد، از فریاد انسانهای موحد، از به خون غلطیدن نمازگزاران، از رخت بر بستن یاران، از بوی موی سوخته، از بوی گوشت کباب شده، از جنگ تانک و سنگ، از این همه درنگ، درنگ مسلمین، از صبر خداوند حکیم، از نسل کشی صهیونیزم، از تایید لیبرالیزم، از دلگرمی بوش به پرز، از سران بدرد لای جرز، از خواب خرگوشی سازمان کنفرانس اسلامی، از حرکات دیپلماسی به آرامی، از کربلای غزه، از محکوم کردن های پرآوازه، از نسل قابیل، از شهادت هابیل، از گلوله باران از زمین و آسمان و دریا، از مردن فرزندان حوا، از شهادت مادری با 4 فرزندش، از حامیان غربی جنایتکارش، از شبهای سرد و هراس، از مقاومت حماس، از نسل آدم، از فساد، از موساد، از تباهی، از سیاهی، از پایمال شدن شرافت، از اوج رذالت، از حرمین عسکریین، از انفجار کینه در کاظمین، از خطرات بمب هسته ای ایران برای بشر، از خیر و شر، از حق داشتن زراد خانه اسراییل، از پنهان کردن جسد هابیل، از بلندی های جولان، از حزب الله لبنان، از صلح پایدار، از این همه ادا و اطوار، از خشونت، از عدالت، از عاشورای حسین، از گردان کمیل، از کرخه تا راین، از فرمانده شهید حاج همت، از محصولی یار امام و امت، از تحصیلات کردان، از اهانت به قرآن، از تهران تا فلسطین، از میدان مین، از بیت المقدس، از این همه خار و خس، از نبود امکانات، از نقل، از نبات، از مردان مرد، از کودکان رنجور از درد، از استخوان در گلو، از صدای آمریکا، آقای بهارلو، از توجیه حرف مفت، از حاجی بازاریای گردن کلفت، از همام و خطبه متقین، از نبرد با ناکثین و قاسطین و مارقین، از خدا، از رحمت بی منتها، از تولد فرزند نامشروع وزیر دادگستری فرانسه، از این همه شور و حماسه، از قبرستان بقیع، از امام تقی، از  نسل آرش، از داغ سیاوش، از افتادن رستم در چاه، از کشته شدن انسان های بیگناه، از کوی و برزن این آبادی، از تجاوز به دفتر شیرین عبادی، از قیمت ماست و کره، وای چقدر اینجا خر تو خره، از تحریم اقتصادی، از گرد و غبار بامدادی، از نیل تا فرات، از پیمان گات، از خلیج فارس، از ما ترک عمر ابن سعد ابی وقاص، از سران اپک، از پنج بعلاوه یک، از دولت مهرورز، از علفهای هرز، از هرزگی زیپی لیونی، از گنج های قارونی، از توپ و تانک و تفنگ، از اسلحه های بی فشنگ، از قیام سنگ، از کشتار دختران قشنگ، از اسلام پوستین وارونه، از ورد و دعای شبانه، از بحران کشمیر، از کودکان بی لقمه نان و پنیر، از درد طفلان بیت هانون، از این دنیای بی قانون، از نظم نوین جهانی، از هر آنچه دانم و دانی.