گفتگو
- آقا بستند.
-چی رو؟
-بالاترینو.
-آهان. میدونم. دیدم به جاش یه سایت دیگه باز میشه.
-حالا که بسته؟
- نبستن که. هکش کردن.
- خودت گفتی بستن. حالا کی هکش کرده؟
- چی بگم؟ حرف و حدیث زیاده. یه عده میگن کار رقباست. مثل دنباله و... اما یه عده دیگه میگن از طرف بچه مسلمونای حکومتیه.
- حیف شد! خیلی حسن داشت این بالاترین. همه خبری توش بود. ۱۰۰ درصد متناقض حتی! دیگه لازم نبود بری ده تا سایتو چک کنی. تازه کلی هم دوست مجازی داشتی که حتی اسم واقعیشونم نمی دونستی. اما همه به هم خو کرده بودن. حالا چی میشه؟
- چی؟
- بالاترینو میگم دیگه. دوباره راه میفته؟
- چی بگم. باز اخبار متناقض زیاد هست.
- خدا کنه دوباره راه بیفته. من که خودم شخصا خیلی بهش عادت کرده بودم. حرفام را هم با خیال راحت اونجا می زدم. حس میکردم شنیده میشم. دیده میشم. ضمن اینکه به اطلاعات تاریخی و هنری من هم خیلی کمک می کرد.
- آره. همین طوره.
- باید دوباره راه اندازی بشه. این بار قوی تر.
- بچه ها خیلی احساساتی شدن تو این قضیه.
- موافقم. به نظر من این چیز غریبی نیست. از زمانی که تو مشروطه بحث روزنامه و آزادی بیان شده از همون موقع همیشه سانسور و سرکوب هم وجود داشته. متاسفانه این در ذات کشورهای جهان سومه. این امر طبیعی بود. حالا دوباره باید از سر گرفت. ولی باید خرج کرد. باید مثلا از اون شرکتی که داره از سایت دیگ به لحاظ امنیتی حمایت میکنه. کمک گرفت.
- آره. باید جدی تر نگاه بشه به این مسائل
- به نظر من جای نگرانی نیست. فقط اینبار منطقی و محکم گام برمیداریم. همه با هم.