متاسفانه در ایران این اتفاقات کم نیست. مثلا مسجدی می سازیم بعد از اتمام یادمان می افتد که جرثقیل٬ داخل مسجد جا مانده است. پل می سازیم٬ وفتی دو انتهای پل به هم می رسند سانتیمترها اختلاف ارتفاع دارند. پسرمان را زن می دهیم تازه بعد از ازدواح یادمان می افتد که کار ندارد. هیچ وقت برای چک آپ به دکتر نمی رویم. وقتی به حد مرگ رسیدیم و سکته کردیم تازه به بیمارستان میبرندمان. اگر بیمه شخص ثالث برای خودرو اجباری نبود ماشین را بیمه هم نمی کردیم. همین الان هم برای بیمه بدنه٬ خیلی از ماشین ها بیمه حضرت ابوالفضله. خلاصه اینکه فکر نمی کنیم. چیزی به اسم برنامه ریزی٬ پیش بینی وقایع آینده نداریم. خیلی خودمونی بگم اصلا نمی دونیم چه کار داریم می کنیم. کجا قراره بریم و بالطبع وقتی اینا را ندونیم٬ اصلن کوله ای هم برای طی مسیر بر نمی داریم و اگر هم بداریم نمی دونیم تو کولمون چی نیاز داریم.

همه اینا را گفتم که بگم آقای بالاترین! وقتی سایت به این پر ترددی داره باید با بهترین امکانات ازش محافظت کنی. دفاع خوب باعث میشه که هر حمله ای دفع بشه.

غرغر نمی کنم. اما دلم می سوزه که با یک طرح خوب و پیش بینی های لازم بالاترین به این روز نمی افتاد.