در پی درخواست برخی از دوستان قصد دارم برخی از موارد پست قبلی در مورد افتخارات اینجانب را شرح و بسط دهم. اینبار افتخار شماره ۵۲:

قبل از هر چیز ارتباط این پست را با هر نوع بسط اعم از بسط دو جمله ای نیوتون٬ بسط تیلور٬ نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت و هر نوع انقلاب مخملی و ابریشمی و نرم و گرم و ... شدیدا و قویا و با صدای بلند تکذیب می کنم.

داستان از اینجا شروع شد که سال اول یا دومی بود که رفته بودم سر کار و دیگه برا خودم مردی شده بودم و استقلال مالی پیدا کرده بودم. با ۲ تا از همکارام تصمیم گرفتیم بریم مشهد. ۳ جفت بلیط رفت و برگشت ابتیاع شد و صبح ساعت ۸ صبح قرار بود که پرواز کنیم.

مکان: فرودگاه مهرآباد٬ کنار باند پرواز٬ مسافرین پرواز مشهد مشغول سوار شدن به هواپیما. زمان: ۳۰/۸ صبح (تاخیر امری عادی بوده و هست)

از اتوبوس پیاده شدیم و در صف پله های هواپیما جهت سوار شدن ایستادیم. هواپیما طوری استاده بود که نسبت به باند یک زاویه ۴۵ درجه داشت. بنابراین ما فقط قسمتی از باند که در طرف خودمون قرار داشت را می دیدیم و عملا بیش از نیمی از باند پرواز بدلیل وجود هواپیمایمان قابل رویت نبود. موتور همواپیما هم روشن بود. احتمالا داشت موتورها را گرم می کرد! تقریبا نوبت ما شده بود که از پله ها بریم بالا که من یک هواپیمای سی- 1۳۰ دیدم. یک هواپیمای سی- 1۳۰ تیپ اِی. من واقعا هواپیمای هرکولس را خیلی دوست دارم. بارها و بارها هم سوارش شدم. بسیار بزرگ و جا دار و مطمئنه (با امرسان که زیبا و جادار و مطمئنه لطفا اشتباه نگیرید. اون یخچاله فرزندم! من دارم درباره هواپیما حرف می زنم.) چهار موتور قوی که گردانده ۴ ملخ هواپیماست و قادره که حتی با یک موتور هم در شرایط اضطراری خودش را کنترل کنه و فرود بیاد. فرود در سنگلاخ و یخ و برف و خاکی. حمل تجهیزات نظامی مثل نفر بر و تانک و خودروهای زرهی و بار و تخلیه در آسمان از در بزرگ عقب. حمل نفر برای جابجایی نیرو و تخلیه چترباز از درهای کناری. خلاصه که خیلی باحاله این هواپیما. من بچه ها را نگه داشتم گفتم صبر کنید من چند وقته هرکولس ندیدم و شروع کردم حسابی از این هواپیما تعریف کردن. سی- 1۳۰ به ابتدای باند رسید و خودش را برای تیک آف آماده کرد و راه افتاد. خیلی لذت بردم از جلوی ما رد شد و من دیگه ندیدمش چون هواپیمای ما نمی گذاشت که سی- 1۳۰ را تا انتهای باند تعقیب کنم. خلاصه با کلی تعریف و تمجید من از اون هواپیما و ناپدید شدنش از جلوی چشم ما رفیتم سوار هواپیمای خودمون شدیم. من دیدم هواپیما را تو آسمون ندیدما اما بازم دو زاریم کج بود و نیفتاد.

حدود ۴۵ دقیقه داخل هواپیما معطل شدیم. دلیلش را نمی گفنتد و فقط می گفنتد منتظر اجازه برج مراقبت هستند. بالاخره راه افتاد. رفتیم در ابتدای باند و آغاز حرکت. از شیشه هواپیما دیدم کنار باند دم یک ارباس در حال سوختنه. فهمیدیم که یه اتفاقی افتاده بوده. اما بازهم دوزاری مکا فی السابق کج بود.

خیلی اتفاقی در مشهد اخبار ساعت ۲ بعداز ظهر را در یه تاکسی شنیدیم که یک هواپیمای سی- 1۳۰  حوالی ساعت ۳۰/۸ صبح هنگام بلند شدن به یک هواپیمای ارباس برخورد کرده و ۸ سرنشین سی- 1۳۰ پودر شدند. روحشان قرین رحمت خداوند.

از اون به بعد بچه ها از من خیلی حساب می برند. همه میگن سی- 1۳۰ را که چشم زدی هیچ اینقدر بد چشم زدی که یه ارباس  هم قربانی شد.

حالا به نظر شما من چشمم شوره؟

 

پیوست: در اینجا می توانید اطلاعات خوبی از هواپیمای سی-۱۳۰ بدست بیاورید.

پیوست دیگر: متاسفانه راننده یدک کشی که مشغول کشیدن هواپیمای ارباس به آشیانه بجهت تعمیرات بوده از ناحیه پا دچار قطع عضو و یک سرنشین ارباس نیز جان به جان آفرین تسلیم کره است. علت حادثه برخورد بال هواپیمای سی -۱۳۰ به بال ارباس به دلیل بی دقتی یدک کش بوده است.

پیوست بعد از دیگر: برخی خبرگزاریهای صهیونیستی و عناصر وابسته و اخلال گر علت اصلی حادثه را به چشمان شور من نسبت داده اند که قویا و مجددا تکذیب می گردد.